واکنش سپاه به حمله احتمالی داعش به ایران:داعش استعداد چنین کاری را ندارد
انتشار خبرهای جدید از داعش/تصاویر هتاکی داعش به قبرها و حسینیه‌های «نینوا»
نقشه داعش برای 5 سال آینده: ایران و افغانستان را فتح می کنیم
افتتاح نمایشگاه مبل،لوستر و سرویس خواب توسط تعاونی فرهنگیان دلوار
بوشهر و خوزستان در نقشه داعشی ها
لحظه به لحظه با عراق؛ داعش در سامرا به در بسته خورد؛ کنترل کامل شهر تکریت در دست ارتش
داعش را چه کسی مدیریت میکند؟ و سئوالات دیگر
چگونگی فرار داعش از مرزهای ایران
لزوم تغییر ساعات اداری برای شب‌های قدر
داعش به روایت تصاویر
راه حل خرید خانه با وام جدید
اظهارنظر معاون رییس جمهور درخصوص ساعات کاری ادارات در ماه مبارک رمضان
مراسم تجديد ميثاق با آرمانهاي خون شهداء در گلزار شهداء شهر دلوارو شهداي گمنام
داعش درحلقه محاصره ارتش عراق؛ آزاد سازی مناطقی در تکریت، بابل، فلوجه و سامراء
۲۵ درصد اعتبارات عمرانی دلوار صرف مشکلات آب شرب می‌شود
پژو 508 با چهره‌ای جوان‌تر وارد بازار میشود
نواختن زنگ مهر و آغاز سال تحصیلی جدید در بخش دلوار
شاه کلید نابودی داعش
(تصاویر) آغاز حمله هوایی آمریکا علیه داعش
اولین تصاویر از زلزله مورموری ایلام
كد خبر: 1717  تاریخ : سه شنبه، 21 مرداد ماه، 1393   ساعت : 15:52 نسخه چاپی
اختصاصی خبر ساحلی: : آیا عطسه‌ نشانه صبر در انجام کارهاست؟پاسخ

آیا عطسه‌ نشانه صبر در انجام کارهاست؟

آیت‌الله دستغیب می‌گوید: این پندار غلط طوری شایع‌شده که بسیاری از مردم نام عطسه را «صبر» گذاشته‌اند در حالی که عطسه عقلاً و شرعاً منشأ هیچ امری نیست.
آیا عطسه‌ نشانه صبر در انجام کارهاست؟

به گزارش ساحلی یکی از مواردی که از سال‌های دور در میان برخی خانواده‌ها رواج داشته و همچنان تعداد قابل تأملی از مردم جامعه بر آن اعتقاد و باور دارند، آمدن صبر (عطسه) است به گونه‌ای که شخص بر این باور است که تعداد عطسه‌هایش در برنامه‌های روزمره و یا کاری او بسیار تأثیرگذار است. از این رو در ذیل به توصیه‌های آیت‌الله شهید دستغیب درباره این موضوع را می‌خوانید:

گاه می‌شود انسان برای انجام کاری از خانه بیرون می‌رود و چون می‌ترسد آن کار را فراموش کند، انگشتر خود را برمی‌گرداند به طوری که نگین آن کف دست قرار گیرد یا ریسمانی به انگشت خود می‌بندد به امید اینکه چشمش به وضع انگشتری یا ریسمان بیفتد آن کار به نظرش بیاید و انجام دهد.

البته گرداندن انگشتر یا بستن ریسمان یا گذاشتن علامت، به تنهایی شرک و مضر نیست، چیزی که شرک است تمام امید بدان داشتن در یادآوری آن کار است در حالی که شخص موحد باید در تمام کارها تنها امیدش به خدا باشد هر چند یادآوری فلان کار جزئی باشد و بداند که اگر خدا نخواهد یادش بیاید، گرداندن انگشتر و مانند آن هم موجب یادآوریش نخواهد شد.

اموری که خداوند منشأ و سبب چیزی قرار نداده و بشر از روی وهم و خیال و پندار نادرست خود آن‌ها را سبب مستقل برای بروز خیر یا شر بیند و به پندار نادرست خود ترتیب اثر دهد، این پندار را «تطیّر» گویند که در حقیقت شریک برای خدا قرار داده است؛ مثلاً می‌خواست از روی میزان عقلی کاری را انجام دهد خودش یا دیگری عطسه‌ای کرد، اگر این عطسه را سبب شومی آن کار پنداشت و آن را از این جهت ترک کرد، این همان تطیّر و شرک است.

این پندار غلط طوری شایع شده که بسیاری از مردم نام عطسه را «صبر» گذاشته‌اند و گاهی که کسی عطسه کند، می‌گوید صبر آمد و دنبال این کار نباید رفت در حالی که عطسه عقلاً و شرعاً منشأ هیچ امری نیست، بلی شرعاً نشانه رحمت و عافیت عطسه‌کننده است و نیز شاهد صدق‌گفته‌ای که در آن حال گفته شده یا تصمیمی است که در آن حال گرفته شده بود.

همچنین مانند کسی که اوضاع فلکی و حرکات کواکب را در حوادث مؤثر ببیند و رسیدن به سود و زیان را از آن‌ها شناسد و کاری را که می‌خواهد انجام دهد اگر به پندار خودش یا به گفته دیگری آن ساعت را نحس شمرد و آن کار را ترک نمود، شرک خواهد بود؛ چنانچه اگر بداند سود و زیان به دست توانای آفریدگار است و به وسیله دعا و صدقه از خدا کمک بجوید و به آن کار اقدام نماید توحید است و جز خیر به او چیزی نخواهد رسید.

کسی که تکیه‌اش در اموری که برایش پیش می‌آید غیر خدا باشد، مبتلا به مرتبه‌ای از مراتب شرک است. مؤمن باید تنها تکیه‌اش خدا باشد «یَا مَنْ عَلَیْهِ مُعَوَّلِی»؛ ای خدا که تکیه من بر تو است بنابراین اکثر خلق به مرتبه‌ای از شرک مبتلایند، هر چند گوینده «لا اله الا الله» هم باشند. چنانکه در سوره یوسف تذکر می‌فرماید: «و ایمان نیاوردند بیشتر ایشان مگر اینکه مشرکند.» شرک پنهان، که نمونه‌اش تکیه بر غیر خداست.

یکی از علما مکرر می‌فرمود: حاجت من این است که مشرک نمیرم و به کسانی که برای زیارت عتبات یا حج مشرف می‌شدند، التماس می‌کرد از خدا بخواهید من با شرک نمیرم.

و راستی پاک شدن از شرک پنهان، بسیار سخت است. کارش برسد به جایی که جز به خدا تکیه نداشته باشد و بیم و امیدش منحصرا به خدا باشد. حتی اگر کسی هم به او احسانی کرد، از خدا بخواهد عوضش دهد. اگر کسی او را ناراحت کرد شکایتش را به خدا ببرد «یَا مَنْ إِلَیْهِ شَکَوْتُ أَحْوَالِی یَا رَبِّ» یا مثلاً کارش به جایی برسد که اگر مالک دنیا باشد و صبح کند در حالی که همه از کفش رفته باشد مثل پرکاهی باشد که از دوشش افتاده است. چنانکه مضمون روایت در معرفی مؤمن است.

می‌بینید دلگرمی بچه و بیم و امیدش به مادر است، تقصیر هم ندارد. حد ادراکش فعلاً همین است، اما وقتی نور عقل آمد و فهمید که مادر هم مسخر پروردگار عالم است، خدا او را معین فرموده و مهر فرزند را به دلش افکنده، مهربانی مادر رشحه‌ای است از رحمت خداوند. آن وقت همان وضعی که بچه نسبت به مادر دارد، به مراتب بیشتر نسبت به خداوند پیدا می‌کند.




 
نام شما: [ کاربر جدید ]

نام (ضروری): 
نظر:

  [ بازگشت ]








تمامي حقوق مادي و معنوي اين سايت متعلق به سايت خبر ساحلی می باشد.
Design and Supported : support.phpnuke.ir